The Met Walks a Fine Line on Karl Lagerfeld: Judge the Clothes, Not the Man.

اعتراف می کنم: هرگز به طور کامل کول اید کارل لاگرفلد را ننوشیده ام. من از آن دسته منتقدانی نبودم (و عده‌ای هم بودند) که سینه‌شان را ببندند و فریاد بزنند “نابغه!” و بعد از هر نمایش غمگین می شود.

اغلب احساس می‌کردم که برای هر قطعه خارق‌العاده‌ای که طراح برای Chanel یا Fendi خلق می‌کند – زمانی که من مد را شروع کردم، کار او در Chloé به پایان رسیده بود – یک لباس یا کت و شلوار درهم و برهم دیگر وجود دارد: نامناسب، نازک، مهربان. از ناجور من متوجه شدم که دکورهایی که او برای نمایش های شانل خود در سال های اخیر انجام داد (سوپرمارکت ها، کشتی های موشکی و کوه های یخ در Grand Palais) نه فقط یک حرکت هوشمندانه در رسانه های اجتماعی (که اینطور بود) بلکه اغلب نمایشی فاحش از یک نمایش بی انتها بود. بودجه و زرنگی برای منحرف کردن توجه از آنچه در باند فرودگاه بود. مطمئناً، آن لباس عرق‌سواری آن مدل را شبیه به یک زن خانه‌دار واقعی می‌کرد – اما همه به جای آن به پای با مارک double-C در قفسه مگامارت مصنوعی نگاه می‌کردند!

یک بار دفتر مطبوعاتی شانل با من صحبت کرد زیرا دیدگاه لاگرفلد را کاملاً «درک» نداشتم. اما همانطور که در آگهی ترحیم طراح نوشتم (او در سال 2019 درگذشت)، در حالی که او بدون شک تجارت صنعت را تغییر داد – بازاریابی آن، نام تجاری آن، ساختار آن – به لطف توانایی خود در تصاحب خانه میراثی مانند Chanel و اختراع مجدد آن. با ریزش کدهای خودش، فکر نمی‌کردم واقعاً تغییر کند کمد لباس. او مانند خود کوکو شانل، با کت و شلوار بوکله، یا کریستین دیور، با ظاهر جدید، یا سنت لوران، با Le Smoking، کت و شلوار تاکسیدو، به دنیا یک سیلوئت جدید، یا بیان هویت نداد. زنان.

همه اینها به این معناست که وقتی شنیدم موزه هنر متروپولیتن نمایشگاه سال 2023 موسسه لباس خود را به لاگرفلد تقدیم می کند، واکنش متفاوتی داشتم. از یک سو منطقی بود: در یک حرفه 65 ساله، که شامل 26 سال در شنل، 54 سال در فندی، 25 سال در Chloé (در دو دوره جداگانه) و 35 سال در برند خودش بود (برای سال‌ها او چندین شغل را در این شرکت انجام داد. در همان زمان، به اضافه حضور در Patou و Balmain (phew)، مرد مانند یک غول پیکر بر منظره مد مدرن خودنمایی می کرد. از طرفی این نمایش سوالات زیادی را برانگیخت.

این نوار برای نمایشگاه های یک نفره بسیار بالا است – معمولاً با نام هایی تعریف می شود که واژگان لباس را تغییر می دهد. در 50 سال گذشته تنها 10 نفر از آنها در Met حضور داشته اند، از جمله Balenciaga، Saint Laurent، Alexander McQueen و اخیراً Rei Kawakubo از Comme des Garcons. به طور کلی، مؤسسه لباس روی نمایش های موضوعی، مانند نمایش سال گذشته در مورد مد آمریکایی، یا “کمپ” در سال 2019 تمرکز کرده است. و حتی فراتر از سوالات مربوط به محصولات واقعی لاگرفلد، مسائل مربوط به اظهارات عمومی او وجود داشت که تعدادی از آنها چربی هراسی، اسلام هراسی، نژادپرستی و جنسیتی بودند و همه را از آنگلا مرکل، صدراعظم سابق آلمان، تا خواننده ادل به سخره گرفتند.

آیا واقعاً باید او را روی یک پایه موزه گذاشت، هنرش (اگر همین بود) از خود جدا شد؟

پاسخی را می توان در «کارل لاگرفلد: خط زیبایی» یافت که در تاریخ 5 می در گالری های تیش موزه افتتاح می شود. این یک استدلال کاملاً ویرایش شده، بسیار لذت بخش، و در نهایت متقاعدکننده از سوی متصدی مؤسسه لباس، اندرو بولتون، است که می گوید وقتی جنجال ها و اسطوره ها را از بین می برید، آنچه برای شما باقی می ماند بیان ناب یک تخیل فنی عالی است که با آن ترکیب شده است. یک کنجکاوی فرهنگی همه چیزخوار مزیت 65 سال کار که بیش از 10000 تکه لباس تولید کرد (حداقل این عددی است که بولتون گفت که برای نمایش مورد مطالعه قرار داده است) این است که با تقطیر آنها به بیش از 200 لباس، بولتون آزاد است که بر روی خاطره انگیزترین لباس ها تمرکز کند. . و تقریباً همه، در واقع، خیره کننده هستند.

اما این نمایشگاه نیز به طور کامل و عمدی در پرداختن به عوارض این مرد شکست خورده است. بولتون در مقدمه کاتالوگ نمایشگاه به همین میزان اعتراف کرده است. او می‌نویسد: «ما نمی‌خواستیم روی «مرد لاگرفلد» تأکید کنیم، بلکه می‌خواستیم روی «طراح لاگرفلد» تأکید کنیم. برای یافتن بافت همبند در شغلی که اغلب ممکن است در حد افراطی به نظر برسد: پرواز کردن در اینجا، آنجا و همه جا. تمایلی به تعهد ندارد در مصاحبه ای که این هفته برگزار شد، کیوریتور موضع خود را توضیح داد و گفت که می خواهد قضاوت در مورد شخصیت را به مورخان و زندگی نامه نویسان بسپارد. و با این حال، مرد لاگرفلد نیز روح در ماشین نمایش است: نادیده گرفتن آن غیرممکن است.

در واقع، مفهومی که خود نمایشگاه حول آن ساخته شده است – روایتی از دوگانگی ها – حاکی از پارادوکس در قلب داستان لاگرفلد است: او مردی بود که چیزهای زیبا را دوست می داشت و می ساخت، در حالی که گاهی اوقات با مهربانی زشتی را صدا می کرد.

اگر رسماً به گذشته نگر نباشد – لاگرفلد به طرز معروفی از آنها متنفر بود و گفت هیچ کس نمی خواست “به یک سری لباس های قدیمی نگاه کند” – نمایش بیشتر شبیه یک مقاله در لباس است که بر اساس یک اصل سازماندهی برگرفته از هنرمند و نویسنده قرن هجدهم است. کتاب «تحلیل زیبایی» نوشته ویلیام هوگارث در سال 1753، با منحنی مارپیچ محبوب نویسنده، یا «خط زیبایی»، که نشان‌دهنده سرزندگی و تنوع است، در کنار خط مستقیم، که لاگرفلد نیز آن را به‌عنوان نیروهای دوئل در زیبایی‌شناسی‌اش می‌دانست، قرار گرفته است. («خط زیبایی» نیز همان طور که اتفاق می افتد، رمانی است که در سال 2004 توسط نویسنده بریتانیایی آلن هالینهورست برنده جایزه بوکر شده است، درباره زندگی، طبقه و سیاست همجنس گرایان در بریتانیای تاچری، اما اگرچه بولتون اذعان داشت که این کتاب را دوست دارد، او گفت. ربطی به نمایشگاه نداشت.)

از آنجا خطوط و دوگانگی‌ها در 9 گروه مختلف تکثیر می‌شوند: خطوط مردانه/زنانه جای خود را به تأثیرات رمانتیک/نظامی می‌دهد، که جای خود را به سبک روکوکو/کلاسیک می‌دهد، که به نوبه خود به تاریخی/آینده‌نگر و غیره منجر می‌شود. خطوط بسیار زیادی وجود دارد که پیروی از آنها دشوار است. بولتون تمایل دارد تزهای خود را بیش از حد تخمین بزند، شاید برای توجیه جایگاه مد در موزه. در پایان می توانید همه آنها را نادیده بگیرید و از نمایش صرفاً به عنوان یک جشن بصری لذت ببرید.

خودپسندی خط در تهیه الگویی برای طراح نمایش، معمار تادائو آندو (که زمانی مأمور ساخت خانه ای برای لاگرفلد شد که هرگز ساخته نشد) بسیار مفید است. این فضا از گالری‌های متعددی تشکیل شده است که در اطراف خود موج می‌زنند و با دهانه‌های کوچکی منحنی می‌شوند که از طریق آن می‌توان به گالری‌های دیگر نگاه کرد – تا اجازه نگاه کردن به آینده یا بازگشت به گذشته را بدهد. این اثر به روشی خوب کمی گیج‌کننده است و باعث می‌شود فرد به راحتی خود را در مزارع لاگرفلدیانا گم کند.

و چه رشته هایی هستند. به نظر می رسد که دو کت و شلوار ناهار شنل کوچک توییدی در لبه ها تبخیر می شوند. یک کت فندی به شکل تخم مرغ از هزاران کاشی موزاییکی رنگارنگ ریز تشکیل شده است، مانند یک نقاشی پونتیلیست. دیگری، با سایه های روی هم پوشانده شده از لایه های لاله خراشیده که فقط شبیه خز هستند. لاگرفلد می‌توانست احتمالاتی را در مطالبی ببیند که غیرقابل تصور به نظر می‌رسید. او پولک های پولکی از بتن و چوب تراشید.

لباس‌های Chloé با طرح‌های سونیا دلون و پرده‌های یونانی ترومپ لوئل وجود دارد. یک کت شنل نه در جلو، بلکه در پشت بریده شده است تا لایه‌های رنگین کمانی کف‌دار نمایان شود. تقریباً هیچ لوگویی در چشم نیست (یک بازی سرگرم‌کننده این است: حدس بزنید ظاهر با کدام برند می‌آید؛ هر سه کارفرمای اصلی او حامیان مالی نمایش بودند)، همانطور که بازی جذاب با نمادهای برند وجود ندارد که به بخشی از شانل کمک کرد. فرهنگ پاپ – دستکش بوکس دوبل سی و بیکینی – و این به طور گسترده توسط سایر برندها تقلید شده است. اما ابرهای انباشته ای از پرها و گل های رز شکوفه ساخته شده از توری و زره های پولک های درخشان ساخته شده اند که در طول قرن ها و سالن ها پرسه می زنند.

در میان همه اینها، یک شکل بارها و بارها ظاهر می شود: ژاکت فقط کمی در ستون فقرات گیر کرده است، بنابراین تیغه های شانه ها به سمت بالا و عقب می پیچند، سوراخ بازو را همینطور بالا می برند، با خط خمیده روی کمر. بولتون این را «شکل شلمر»، پس از نقاشی اسکار شلمر، «پلکان باهاوس» در سال 1932 (دوره بین جنگ‌ها در آلمان یکی از قطب‌های گرانشی لاگرفلد بود) می‌نامد.

همینطور طرح هایی که ابزار اصلی ارتباط لاگرفلد بودند و با لباس هایی به عنوان داستان منشا آنها نمایش داده می شد. طراح این نقاشی‌ها را که به صورت دور طراحی شده بودند (او نه فقط از جلو، بلکه از پشت فکر می‌کرد) به سر آتلیه‌هایش می‌داد تا مانند زبان خصوصی خودشان «خوانده شوند». این که چگونه کار می‌کرد، گروهی از ویدئوهای جذاب ایجاد شده توسط مستندساز Loïc Prigent که مصاحبه‌هایی با اولین آتلیه‌ها هستند – افرادی که طرح‌های طراح را ترجمه کرده‌اند – در مورد کارشان با لاگرفلد زنده می‌شود. آنها انسانیت، محبت و غرور را تراوش می کنند.

همانطور که اتفاق می افتد، فیلم ها در اولین گالری نمایشگاه نمایش داده می شوند. شما بعد از یک اتاق ورودی با یک ویدیوی دیگر به آنها می رسید، این یکی نمای نزدیک از دستان لاگرفلد است که یک لباس را در امتداد یک دیوار طراحی می کند. در انتهای اتاق، مانند یک علامت نقطه گذاری، بازسازی میز شانل لاگرفلد است که روی هم پر از کتاب و کاغذ است (هر عنصر انتخاب شده توسط بولتون برای نشان دادن وسعت وسواس های مختلف لاگرفلد، از اوبری بردزلی تا کوکای رژیمی). کنار میز یک جفت کفش مشکی طراح است که خالی روی زمین نشسته است. این ویدئوی افتتاحیه و میز آیینه پایان نمایشگاه است: ویدیوی دیگری از دستان لاگرفلد که طراحی می کند – این بار نه لباس، بلکه خودش. گوشه‌ای از آن بصری مجموعه‌ای از ویترین‌هایی است که لوازم جانبی طراح را به نمایش می‌گذارد: دستکش‌های چرمی مشکی بدون انگشت، سایه‌های مشکی و پنکه، که مصنوعات شخصیتی بودند که او برای خود ساخته بود. یا به قول خودش «کاریکاتور».

با این حال، درست قبل از آن، یک بیضی کوچک از اتاقی است که 80 آیفون به اضافه یک آیفون در مرکز آن قرار گرفته اند، همه با همان ویدئویی از خندیدن لاگرفلد و همچنین برخی از معروف ترین جملات او پر شده است: “من یک غریزه دارم که این است. قوی تر از بقیه: غریزه بقا»؛ من همیشه آنچه را که فکر می‌کنم می‌گویم، و حتی گاهی اوقات چیزی را که نمی‌گویم.» البته هیچکدام از موارد بد نیست، اگرچه جمله اخیر به ویژه گویا به نظر می رسد.

این یک فرصت از دست رفته است. از آنجا که با انتخاب ساندویچ کردن لباس‌ها بین بازنمایی‌های مرد، نمایش در واقع نشان می‌دهد که نمی‌توانید آن مرد را در تمام واقعیت آشفته و ناراحت‌کننده‌اش از کیمیاگری هنرش جدا کنید – و نباید این کار را انجام دهید. این آشفتگی و ناراحتی بخشی از این ترکیب است. این بخشی از میراث است، همانطور که برای بسیاری از شکل‌گیرترین چهره‌های ما چنین است. اگر Met نتواند آن گفتگوی عمومی را تشویق کند، چه نهادی می تواند؟

لاگرفلد یک بار در نقل قولی که بالای سردر نمایش نوشته شده است گفت: «مد متعلق به موزه نیست». این نمایشگاه یک مورد با شکوه را نشان می دهد که لباس هایی که او ساخته است واقعاً انجام می دهد. اما عوارض و تنش نیز همینطور است.


کارل لاگرفلد: خطی از زیبایی

5 می تا 16 ژوئیه، موزه هنر متروپولیتن، 1000 Fifth Avenue، منهتن. 212-535-7710; metmuseum.org

Dale Mckee

سازمان دهنده Wannabe. معتاد اینترنت متعصب زامبی. علاقه مندان به شبکه های اجتماعی. دانش پژوه مواد غذایی

BuyPurchase guideخبرDigital currencyHome Appliancesdigital currency channeldigital currency tutorialسایت ایرانیپوکر آنلایناخبار جدید
تماس با ما