کارل فیشر، که کاورهای مورد توجه Esquire را شلیک کرد، در ۹۸ سالگی درگذشت

کارل فیشر، عکاسی که برخی از معروف‌ترین و تحریک‌آمیزترین جلدهای مجله Esquire در دهه‌های 1960 و اوایل دهه 70 را عکاسی کرد، از جمله تصاویری از محمد علی که با تیر سوراخ شده بود و اندی وارهول در حال سقوط در یک قوطی سوپ گوجه‌فرنگی غول‌پیکر بود، روز جمعه در خانه‌اش درگذشت. در منهتن او 98 سال داشت.

نوه او آلیس لوید جورج مرگ او را تایید کرد.

آقای. فیشر، یک عکاس خودآموخته، به عنوان مدیر هنری در تبلیغات کار کرده بود و سپس استودیوی خود را تأسیس کرد که در سال 1963، هارولد هیز، سردبیر Esquire، شروع به جذب او برای عکاسی جلد کرد. او در نهایت 60 مورد از آنها را برای مجله فیلمبرداری می کرد که معمولاً با کارگردان هنری جورج لویس کار می کرد.

آقای. لوئیس، که در ماه نوامبر درگذشت، عموماً با مفهومی برای یک جلد خاص اعتبار داشت، اما این به آقای آقای بود. فیشر تا دریابد که چگونه این ایده را اجرا کند و آن را روی فیلم ثبت کند. در عصر قبل از دیجیتال، این اغلب به معنای بداهه‌پردازی روی صندلی‌های شلوار بود.

به عنوان مثال، برای چیزی که شاید مشهورترین جلد او بود، از آوریل 1968، ایده این بود که علی را به گونه ای به تصویر بکشد که شهید مسیحی سنت سباستین را تداعی کند. سال قبل، علی به دلیل امتناع از حضور در نیروهای مسلح به دلایل مذهبی، از عنوان سنگین وزن خود محروم شد.

آقای. لوئیس و آقای فیشر قصد داشت علی را بدون پیراهن با تیرهایی که در بدنش فرو رفته بود نشان دهد. متقاعد کردن علی مسلمان با این مفهوم متقاعد شد، زیرا تصاویر مسیحی او را آزار می‌داد. اما هنگامی که او این کار را انجام داد، یک مشکل کاملاً متفاوت وجود داشت.

آقای فلش‌ها به یک سردرد بزرگ تبدیل شدند. فیشر در سال 2015 برای مقاله ای که به زندگی حرفه ای خود می پردازد به Esquire گفت. ما از قبل روی یک مدل تمرین کرده بودیم و وقتی سعی کردیم فلش ها را با چسب روی بدنه بچسبانیم، آنقدر سنگین بودند که آویزان می شدند.

پس آقای فیشر میله ای را در سراسر سقف استودیوی خود، در قسمت بالای شرقی منهتن، قرار داد و برای نگه داشتن آنها به سمت فلش، خط ماهیگیری عملاً نامرئی را از آن پایین کشید.

تعدادی از تصاویر Esquire او در واقع تصاویر متعددی بودند که با ترفندهای کولاژ عکس بدوی امروزی به نظر می رسید. به عنوان مثال، جلد وارهول، آقای. وارهول ظاهراً در حال غرق شدن در قوطی غول پیکر سوپ گوجه فرنگی کمبل است. به گفته آقای لوئیس، زمانی که آقای به وارهول در مورد این ایده نزدیک شد، او گفت: “اما جورج، آیا مجبور نیستی یک قوطی سوپ غول پیکر بسازی؟”

خیر؛ آنچه در واقع مورد نیاز بود یک قوطی معمولی سوپ و مقداری تیله بود.

آقای “من تیله ها را در سوپ انداختم.” فیشر گفت: “و سعی کرد از سنگ مرمر درست در زمانی که به مایع برخورد می کند عکس بگیرد تا بتوانم سوراخ خوبی ایجاد کنم.”

سپس آقای وارهول در حالی که بازوهایش در هوا تکان می خورد، ژست گرفت که انگار در حال غرق شدن است. این دو عکس با هم ترکیب شدند و تصویر حاصل روی جلد می 1969 اسکوایر بود.

گاهی اوقات، این تصویر نبود که دستکاری می شد، بلکه موضوع بود. این قطعاً در مورد جلد نوامبر 1970 صادق بود، که آقای. لوئیس “جنجال برانگیزترین آنها” نامید. ویلیام کالی که یکی از جوخه‌هایی را که مسئول کشتار بسیاری از جمعیت روستای مای لای ویتنام جنوبی در سال 1968 در جریان جنگ ویتنام بود، در لباس نظامی در محاصره کودکان آسیایی‌تبار، با پوزخند نشان می‌داد. صورت صورت

آقای. فیشر گفت که یا آقای. لوئیس یا آقای هیز – یادش نمی آمد کدام – به او زنگ زده بود که آقای. کالی به استودیوی خود می‌آمد و می‌گفت که باید چند کودک خردسال آسیایی‌تبار برای شرکت در فیلمبرداری پیدا کند.

آقای کالی بدون اینکه مفهوم را بداند به استودیو آمد. فیشر در مصاحبه سال 2015 به یاد می آورد، “و کسی، لوئیس یا هارولد بود، گفت: “در اینجا قرار است کاری انجام دهیم. این نشان می دهد که شما یک هیولا نیستید. من تمام جزئیات گفتگو را نمی‌دانم، اما تا به امروز نمی‌فهمم چرا او این کار را انجام داده است، جز اینکه احتمالاً فکر می‌کرد که این کار او را خوب جلوه می‌دهد.”

آقای. فیشر برای مجلات دیگر نیز جلد عکس گرفت، از جمله ده ها مجلات برای نیویورک، اما اثر Esquire بیشترین توجه را به خود جلب کرد. برخی از این تصاویر در حال حاضر در مجموعه های موزه هستند.

او گفت: «آن پوشش‌ها وحشیانه، توهین‌آمیز، خشم‌آمیز و تأثیرگذار بودند». فیشر در سال 1978، زمانی که در مؤسسه فناوری روچستر سخنرانی می کرد، به The Democrat and Chronicle of Rochester، NY گفت.

وی افزود: بسیاری از مردم شوکه شدند. آنها با عصبانیت نسبت به آنچه که به عنوان پیام های جلدها درک می کردند، می نوشتند، اما آقای. فیشر گفت هر پیامی در چشم بیننده بود.

او گفت: «در واقع، آنها واقعاً در بیشتر موارد چیزی نگفتند. “همه چیز مربوط به آن چیزی بود که شما در آن خواندید، مانند همه هنرهای جالب.”

کارل فیشر در 3 می 1924 در برانکس در خانواده جوزف و ایرما (شورین) فیشر به دنیا آمد. او در بروکلین بزرگ شد و در طول جنگ جهانی دوم در یک واحد ارتباطات در فیلیپین خدمت کرد.

در سال 1948 در اتحادیه کوپر در منهتن مدرک گرفت. او سپس برای تحصیل در کالج هنر و طراحی سنترال سنت مارتینز لندن برنده بورسیه فولبرایت شد و دوربینی برای گرفتن عکس های فوری خرید.

او به The Democrat and Chronicle گفت: «یک چیز به چیز دیگری منجر شد، و من در نهایت حدود یک سال را در تاریکخانه کار کردم، عمدتاً به تنهایی و به خودم یاد دادم چگونه عکس بگیرم.

او در نیویورک به عنوان مدیر هنری در تبلیغات، از جمله برای آژانس گری کار می کرد. مهارت‌های عکاسی او پس از تأسیس استودیوی خود به رشد خود ادامه داد و آنها توجه آقای را به خود جلب کردند. هیز.

یکی از آقای اولین جلدهای فیشر Esquire، در دسامبر 1963، بوکسور سانی لیستون، که سیاه پوست بود، را با کلاه بابانوئل به تصویر کشید – تصویری تا حدودی تحریک آمیز در بحبوحه نبردهای حقوق مدنی.

در اوایل دهه 1970 آقای. فیشر با آقای او اختلاف داشت. لوئیس، تا حد زیادی بیش از آنچه آقای. فیشر به عنوان آقای. تمایل لوئیس به گرفتن اعتبار بیش از حد برای جلدها و ندادن زیاد به عکاسانی که با آنها کار می کرد. قطعا آقای لوئیس بیشتر تمجیدها را برای جلدهای اسکوایر، هم در آن زمان و هم برای سال‌ها پس از آن به دست آورد. در سال 2008، پس از اینکه نیویورک تایمز یک ویژگی در مورد Mr. لوئیس به آقا اشاره نکرد. فیشر، عکاس هلن مارکوس، رئیس سابق انجمن عکاسان رسانه ای آمریکا، نامه ای به سردبیر نوشت و از این حذف انتقاد کرد.

او نوشت: «این شبیه به انتشار تصاویری از کلیسای سیستین و نام بردن از پاپ است که هزینه آنها را پرداخت کرده است، اما نه نقاش.

آقای. فیشر مدتها پس از دوران اوج خود در Esquire به کار در عکاسی ادامه داد و آثار او موضوع نمایشگاه های گالری ها و موزه ها بود. در سال 1949 با مریلین ولف ازدواج کرد که در سال 2017 درگذشت. چهار نوه؛ و دو نوه

در یکی از خاطرات خود منتشر شده، “پس از اندیشه”، آقای. فیشر به یاد می آورد که چگونه در سال 1970 یک جلد عکس کلاژ دلخراش برای Esquire ساخت که محوریت آن داستین هافمن بازیگر بود که در حال ساخت فیلم «مرد بزرگ کوچک» بود. تصویری از آقا را روی هم گذاشت. هافمن در میان آسمان خراش های منهتن، غول پیکر به نظر می رسد، حتی بلندتر از ساختمان ها. برای دریافت تصویر هوایی از شهر، آقای. فیشر سوار هلیکوپتر شد. او یک شوت از زاویه باز می خواست.

او می‌نویسد: «اما برای رسیدن به این اثر، هم باید در ارتفاع پایین پرواز می‌کردیم و هم به بیرون از هلیکوپتر که در حال حرکت بود، رفت.» “من روی پانتون ایستادم، با یک کمربند بومی بلند، که برای این مناسبت ساخته شده بود، بسته بودم، که به من اجازه می داد از بدنه خارج شوم تا آسمان خراش ها بدون اینکه قسمتی از هواپیما مانع شود، تیراندازی شود. حتی الان هم تعجب می‌کنم که به دلیل مشکلات و سر و صدا، توانستم در طول آن روش آشفته تمرکز کنم.”

Emerson Brooks

گورو تلویزیون. حل کننده مشکل علاقه مندان به وب. ماون مسافرتی بی عذرخواهی تنظیم کننده.

پاربرگ سایت


تمامی اخبار به صورت تصادفی و رندومایز شده پس از بازنویسی رباتیک در این سایت منتشر شده و هیچ مسئولتی در قبال صحت آنها نداریم تماس با ما
Purchase guideDigital currencyخبرBuydigital currency tutorialdigital currency channelHome Appliancesاخبار جدیدسایت ایرانیTax attorney